السيد محمد حسين الطهراني

486

معاد شناسى (فارسى)

او بر روى چشمانش ريخته و حاجب باصرهء او شده بود ؛ و آن مرد پير سيّد إسمعيل حميرى بود . و نيز آنكه چون حميرى ، در موقع قرائت أشعار نزد رسول الله ، به اين ابيات رسيد كه : قَالُوا لَهُ لَوْ شِئْتَ أَعْلَمْتَنَا * إلَى مَنِ الْغايَةُ وَ الْمَفْزَعُ « به پيامبر گفتند : ايكاش كه ما را مطّلع مىكردى كه : بعد از تو پناه و ملجأ و مقصود امّت كيست ؟ » حضرت دست مبارك خود را به جانب آسمان برداشتند و گفتند : إلَهِى وَ سَيِّدِى أَنْتَ الشَّاهِدُ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى أَنَّنِى قَدْ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ الْغايَةَ وَ الْمَفْزَعَ إلَيْهِ ، وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ : يَا عَلِىُّ ! احْفَظْ هَذِهِ الْقَصِيدَةَ وَ مُرْ شِيعَتَنَا بِحِفْظِهَا ! « بار پروردگار من و آقاى من ! تو گواه هستى بر ايشان ، و بر اينكه من آنان را آگاه و مطّلع گردانيدم كه : ملجأ و پناه و مقصود امّت اوست ؛ و با دست خود اشاره به أمير المؤمنين كردند و گفتند : اى علىّ ! اين قصيده را حفظ كن ! و امر كن شيعيان ما را كه آن را حفظ كنند ! » درحالىكه طبق روايت مجلسى ، در وقتى كه رسول الله به خدا عرض كردند : خدايا من به آنها فهماندم كه ملجأ و پناه آنان كيست ، اشاره به أمير المؤمنين كردند . و سپس به حضرت رضا عليه السّلام امر كردند به حفظ آن و امر نمودنِ شيعيان را به حفظ آن ؛ نه به أمير المؤمنين عليه السّلام كه در آن‌وقت از دنيا رحلت كرده بودند .